X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1384

تکرار ثانیه های با تو بودن چقدر زیبا و دلنشین است، تکرار لحظه هایی که باران 
مهربانی تو خیس و مرطوبش کرده ... چند روز است که دلم بی وقفه بهانه تو را
می گیرد، دیگر نمی دانم با این دل لجوج و سرکش چه کنم ؟!
کاش قبل از رفتنت گفته بودی با این دل بهانه گیر چه کنم ... 
شایدم هم گفتی و من ...  
از روزگار دلم گرفته ، از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم، بارون ببار دلم گرفته 
دلم می خواد گریه کنم ... گریه کنم ... گریه کنم  
بیا توی ای مهربان، تو باش بهانه گریه من ...
این روزها، روزهای تلخ بی کسیت، بر بی کسی هم باید تلخ گریست ...
خداوند مهربان من !
امروز روز سبز است پس ... امروز من دست یاریم را به سوی تو دراز 
می کنم پس ... خداوند بزرگ زمین کوچک، من گمشده ام راازتومی جویم...
 

HydroForum® Group

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم

 بتولای تو بر هر دو جهان پازده ایم


تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز
پشت پا بر حرم دیر و کلیسا زده ایم


در خور مستی ما رطل و خم ساغر نیست
ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم


همه شب از طرب گریه مینا من و جام
خنده بر این گنبد مینا زده ایم


نشوی غافل از اندیشه شیدایی ما
گرچه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70959


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها