X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1384
                           از لحظه ای که مرا بدنیا اوردند, پیوسته گفتند دوست بدار
 
امروز که دیوانه وار دوست دارم می گویند:  فراموش کن...


نام تو
درسینه ام جایگاهی است  نامت را حک کردم
هر روز ترا می بوسم
  و می بویم  و عاشقانه چشمهایت را نگاه می کنم
دنیایی ساخته ام
خانه ای بر بلندای محبت رشته های مهر پیچکهایش
گلدان هایی پر از گلهای سرخ
و تو  تنها معبود خانه کوچک من
خانه ای که به وسعت سر سبزی کوهساران است و من در کنار چشمه ساران محبت 
 
دستانت را می فشارم
 
من هنوز فردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم

HydroForum® Group


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70930


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها