X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1384

عقربه از سرش وا میکنه تحمل زمونه رو

دقیقه هی نق می زنه گردش این زمونه رو

ثانیه هم نم نمکی غر می زنه

ولی اونم میگذرونه  بهونه رو

رو بال این عقربه ها من میشینم تو می شینی

منتظر این گذریم ومن می بینم تو می بینی

دنیا و روزگارش . قصه بی مثالش

توی این زمونه می بینی

گل و با شبنم می بینی

پروانه با شمع می بینی

آدم همتا می بینی

یک دل تنها می بینی

رو بال این عقربه ها من میشینم تو می شینی

منتظر این گذریم ومن می بینم تو می بینی

دنیا و روزگارش . قصه بی مثالش

قصه ی یک دربدری

خونه بدون سردری

زمین بی شاخ و بری

دل بدون خبری

وای خبر نگو یه کوه

بیاد هرکس و او

ای وای طاقتش کو

رو بال این عقربه ها من میشینم تو می شینی

منتظر این گذریم ومن می بینم تو می بینی

دنیا و روزگارش . قصه بی مثالش

ای آسمون آبی

گلای زرد و آبی

خورشید پر طلایی

بیاین با ما سوار شین

همدم بی مثال شین

عبور کنیم از زمون

دل بکنیم از جامون

رو بال این عقربه ها من میشینم تو می شینی

منتظر این گذریم ومن می بینم تو می بینی

دنیا و روزگارش . قصه بی مثالش

تحملم سر اومده

سکوت دیگه کم اومده

سوار این عقربه

سوار بشیم فرار کنیم

عقربه رو بیدار کنیم

تند و تند  و تند بچرخه

از این بهار به اون بهار

از این نهار به اون نهار

از این گذر به اون گذر

ولی

یادمون بمونه

 زمونه دشمن مونه

                                                   دشمن شیرین جونه

         


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70959


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها