X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1384
سلام:

حالم شبیه آنانی است که فقط خودشان تولدشان را مى دانند و از امسال تصمیم دارند خودشان هم از قصد آن را فراموش کنند یا لااقل وانمود کنند که یادشان نیست به دنیا آمده اند

تا کِى دوست داری دروازبان ذخیره ات باشم !!!!!!! ؟

نیمکت از شرمِ عشق و سکوت من شکست , چشمانت عین کسانى که بى مجوز خواسته هاى نا معقول دارند نگاهم مى کنند و مدام مى گویند فعلاً معلوم نیست اما من ترا عوض نمیکنم , خودم هم عوض نمیشوم

ذخیره تو بودن به سیاره بودن در هر جاى پر ستاره عالم مى ارزد

حرفت و داشتنت به ارزشمندترین ثروتِ دنیا مى ارزد.......

حالا اولین لحظه هاى 7 فروردین است. یک روزِ کاملا ًمعمولى تموم شد و تو حق داشتى که فکر نکنى اصلاً باید اتفاقى را به کسى در این روز تبریگ بگویى .....

اصلاً اتفاقی نیفتاده بود , فقط گوشه دنج و کوچکِ تقویم کسى که عادت داشت اسمِ عاشق و معشوق ها رو جمع کند ستاره اى به علامت تولدِ یک عاشق کشیده بودند

شاید هم اشتباه بود تو جدى نگیر , نه , عین آدم هاى قدرنشناس به من خیره نشو

نامه سالِ پیشت جداست , تمام کار هاى بى تکرارت را نوشتم تا همه بخوانند و بدانند که عشقِِ من گاهى اگرهوس کند که فرشته ترین چهره اش را نشانِ کسى بدهد این کار را میکند . فرشته ترین چهره اش را نشان کسى میدهد که 20 سالش تمام است و دلش میخواهد لااقل اداى آدم ها را در بیاورد و نمى تواند راستى خیلی فکر کردم که جوری خودم را گول بزنم و خبرچین ها را قانع کنم

ببین این طرح به نظر تو چطور است ؟؟؟؟؟؟

تو از بچگى وقتى لباسِ متفاوت رو انتخاب کردى دلت مى خواست همه چیزت با همه فرق کند و حالا هم همینطور است

تو کلى فکر کردى و دیدى که همه از دور و نزدیکِ این دنیا امروز تولدم را به من تبریک خواهند گفت و اگر تو اینگونه کنى از تفاوتت کم مى شود

 تابستانِ چشمانت همیشگی است , پلکهایت را نبند سردم مى شود

                              از براى تجربه چندی مرا دیوانه کن ""

                                               ""گر به از مجنون نباشم باز عاقل کن مرا         


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70930


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها