X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1384
میدونی؟
گاهی آسمون پر از ستاره است.
ولی یه ستاره میون اون ستاره ها بزرگتر و قشنگترو درخشانتره ...
اون ستاره ی:"تو ـ"
من اسمشو گذاشتم "توِِِ "
میدونی؟
وقتی با ستاره تو حرف میزنم....
وقتی بهش خیره میشم یا بهش چشمک میزنم ،
همیشه ازم یه چیزی می پرسه.
میگه:دوستم داری؟ منم میگم,دوستت دارم .
ولی دیشب از من یک سوال دیگه پرسید.
گفت:تو چرا هیچ وقت از من نمی پرسی  که دوستت دارم؟
منم ازش پرسیدم : تو چی؟ دوستم داری؟
میدونی چی گفت؟گفت: قلبتو بده ! گفتم آخه چه جوری؟
گفت : چشاتو ببند، یه نفس عمیق بکش و خودتو رها کن ...
قلبت پرداز میکنه و خودش میاد پیشم.
منم همون کاری رو کردم که ستاره گفت.
ستاره قلبمو گرفت ، روش یه چیزی نوشت و بعد پسش داد.
میدونی چی نوشته بود؟
نوشته بود: دوستت دارم !!
نوشته ستارهء "تو" رو قلبم موند ، هنوزم هست، تا آخر عمرم هم می مونه ....
چرا؟
چون بهم گفت: حقیقت هیچ وقت نابود نمیشه ، چون چیزیه که "باید" وجود داشته باشه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70941


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها