X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1384
نوبت عاشقی !
دوباره یه چهارشنبه ی دیگه و کنج خلوت کافه،
دوباره من و تو که نشستیم
روبه روی هم ، تو چشم هم زل زدیم و تند تند به هم می خندیم .
د
وباره کتاب و امضای برسم یادبود .
و اضافه شدن یکی دیگه به کتابخونه ی سراسر یاد بود من و تو .
دوباره دود
سیگار و قهوه و تاکیدمون روی
لذتی که از بودن کنار هم میبریم .
و دوباره دلمون که میدونه خسته شدیم .
ازین کنج خلوت سمت چپ کافه .
از این لبخند ها .این قهوه و کتابها و این تاکید ها .
خسته شدیم از همدیگه و شهامت گفتنشو نداریم . !
مث همیشه عصبانی میشی از اینکه جای رژلب
من روی لبه فنجون می مونه . عصبانی میشی
از اینکه میخوام آخرین سیگار عمرم رو دود کنم ، تنها آخرینشو .
و من مث این اواخر بهت نمی گم که تو این
چند ماهی که با تو میام اینجا چند نفر عاشقم شدن ،
 من عاشق چند نفر شدم !!!
دلم میخواد بهت بگم که چند نفر منتظر روزی
 هستن که این صندلی رو به
روی من خالی بشه ،بیان بشینن و بگن
" اگه خودکارتون نمی نویسه ، میتونین از خودکار من استفاده کنین ...!"
تو چشات نگاه میکنم ، لبامو غنچه میکنم و ابروهامو میندازم بالا .
میدونی که میخوام یه چیزه مهم بگم .
 چشم میدوزی به لبام . میگم
" خودکاری که بهم دادی داره تموم میشه ،
چن روزه مجبورم دو ساعت ها
کنم و تکونش بدم تا بتونم
چن خط بنویسم !"
تو چشات نگاه میکنم و میدونم که
می فهمی حالا دیگه نوبت یه خودکاره
دیگه ست
!!! ...

صفر مطلق

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70959


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها