X
تبلیغات
رایتل
عشق ناتمام
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1384

در تقویم زندگی عجب کلاهی سرمان رفت!

من و تو به تابستان و زمستان مانیم

محصور در بهار عشق و خزان جدایی

و هرگز، هم را نخواهیم فهمید

من آن قدر گرمِ عشقم که به تابستان مانم ؛

و تو فریبنده و با شکوه ،

و سرد عشقی چون زمستان ؛

من با بوی بهاری عشق آغاز میشوم

و با خزان هجران خواهم مرد ؛

و تو شاید با جدایی من آغاز شوی ... زرد زرد

ولی هرگز با عشق جدیدت تمام میشوی؟ شاید...

شاید تنها فرصتت من بودم

فرصتی عارفانه

که عاقلانه(!) «تیر» چشمهایت

به «بهمن» قلبت باخت

.........   و نقطه تلاقیمان نگاهت بود!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70959


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها